تبلیغات


خاموشی سانچی، شعله های شایعه

باز مثل همیشه اتفاقی افتاد و شعله های آن زبانه کشید و تعدادی از هموطنانمان را از ما گرفت و تنور شایعه گرم شد . اصلا این وضعیت تبدیل به یک فرهنگ عمومی شده که به هیچ شکلی فعلا نمی توان جلوی آنرا گرفت . اما بنظر می رسد دیگر بعد از سال ها چرخیدن در بر یک پاشنه و سنت و فرهنگ شدن یک سری رفتارهای غلط ،اراده ای مردمی و خودجوش می خواهد تغییراتی در این وضعیت ایجاد کند . البته این موضوع منحصر و محدود به بحث شایعه نمی شود و بسیاری موضوعات دیگر را در بر می گیرد . 

اما در خصوص ترویج شایعه و سخن پراکنی بی پایه و اساس باید گفت که اقدام لازم برای تغییر این وضعیت واقعا ضروری و حتی نسبت به خیلی از موضوعات اجتماعی و سیاسی دیگر در اولویت قرار دارد . شک نباید داشت که این شایعات رنگارنگ و متنوع نه تنها هیچ دست آورد مطلوبی برای ما ندارد ، بلکه تبعات نامطلوب و پرهزینه و گرانی برای ما در پی دارد . از جمله تحمیل هزینه های هگفت بر دولت است تا چهره واقعی قضیه را به مردم بنمایاند . همچنین تبعات اقتصادی اینگونه شایعات و کاهش و افزایش کاذب قیمت ها در بازار ، تبعات اجتماعی و سیاسی و واکنش های غیر قابل پیش بینی گروه های مختلف مردمی و همچنین عمیق تر شدن شکلاف های بین نظام و مردم و به تبع آن بی اعتمادی بیشتر ملت به حاکمیت و حتی از بین رفتن کانال های ارتباطی و اطلاع رسانی ارزشمند گذشته بین مسولین و مدیران و مردم از دیگر تبعات شایعه هاست .

مهم ترین نکته در این بین بی حاصلی شایعه پراکنی هاست . در حادثه نفتکش سانچی شایعه های مختلفی مطرح شده که هیچ کدام نه تاثیری در تحلیل رفتار دولت چین و کم کاری آنها در این حادثه دارد نه در نحوه واکنش دولت ایران یا حتی دادن اندکی تتسلی به خانواده های داغدیده دارد . با این توضیح علیرغم اینکه در حال حاضر مهم ترین موضوع کشف علت حادثه ، ریشه یابی رفتار غیر دوستانه دولت چین و در آخر تبین نوع رفتار و واکنش دولت ایران در این حادثه است ، به اجمال به دلایل و چرایی شیوع شایعه در این حادثه و موارد مشابه از دیدگاه شخصی به اختصار اشاره می کنم ؛ 

الف _ بی اعتمادی به رسانه های رسمی ؛ متاسفانه همچنان مهم ترین دلیل شیوع شایعه های بی اعتمادی عمومی به رسانه های رسمی  است که موجب توجه به منابع غیر رسمی می شود که این رفتار خود دلایل متعددی دارد که فرصت طرح آنها در این مجال نیست .

ب وجود منابع غیر رسمی متعدد ؛ همانطور که گفته شد بی اعتمادی عمومی به منابع رسمی ، ناخودآگاه مردم را  به سمت منابع غیر رسمی هدایت می کند که متاسفانه در شرایط امروز این منابع غیر رسمی داخلی و خارجی تنوع قابل توجه ای دارند، که با شناختت دقیق  رفتار و فرهنگ ایرانیان ، برای جذب هر چه بیشتر آنها دست به گمانه زنی های بسیار غیر محتمل و غریب می زنند که دلیل عمده این اقدام عدم وجود فیلترهای لازم برای پالایش و سالم سازی اطلاعت منتشر شده این منابع و همچنین نداشتن هزینه این اطلاع رسانی های است.

ج _ عدم وجود کانال های ارتباطی مستمر و فعال ؛ اما بی اعتمادی به رسانه های رسمی یک دلیل مهم دارد که آن عدم اطلاع رسانی مطلوب و مستمر رسمی است ، یعنی نظام سیاسی هنوز نتوانسته کانال های ارتباطی فعال و مورد اعتماد و اطمینان ایجاد کند تا درر اینگونه حوادث جور رسانه های رسمی را بکشند و مردم با تجربه خوبی که از آنها دارند اطلاعات خود را از آنها دریافت کنند .

د _چالش با نظام سیاسی ؛ بنظر اینجانب یکی از ویژگی های جوامع توسعه نیافته ، چالش همیشگی مردم با نظام سیاسی و انتقاد و اعتراض مستمر و تمایل به تغییرات ساختاری است . در واقع در جوامع مدرن و توسعه یافته هر چند انتقاد وجود دارد ولی اینن انتقادات از کانال ها و دریچه های قانونی در نظر گرفته صورت می گیرد و منحصرا شامل مصادیق و چهره های حاکم می شود و غالبا" کلیت و ساختار نظام سیاسی را در بر  نمی گردد. حال می خواهم به این نکته برسم که یکی از دلایل شایعات تحریک همان چالش و مربوط کردن تمام نواقص و ایرادها به نظام سیاسی است. در واقع جامعه با بسط دادن یک شایعه بیشتر از آنکه بخواهد حادثه را تحلیل کند، می خواهد چالش خود را با حاکمیت ، بامربوط کردن حادثه به نظام سیاسی، به رخ بکشد.

و _ عدم تخصص گرایی ؛ اما یکی دیگر از عمده ترین دلایل شایعات، همه فن حریف بودن ایرانیان است . بدیهی است یکی دیگر از ویژگی های جوامعه توسع یافته تخصص گرایی است که با تحقق این امر هر کس فقط در حوزه تخصصی خود فعالیت و اظهار نظر میی کند  . اما کشور ما به جهت عدم توسعه کامل ، همچنان پر است از متخصصین و چهره های همه فن حریف . یعنی می توان گفت ایرانیان چون خود را در تمام بحث ها متخصصی و صاحب فن و معلومات می دانند، خود را مجاز به اظهار نظر در حادثه و اتفاقی می دانند که هیچ تخصصی در آن ندارند که این امر خود موجب تولید شایعه می شود .

ن _ شایعه می کنم پس هستم ؛ اما نکته آخر اینکه در کنار تمام دلایل مذکور ، چون ایرانیان با توجه به حس نوع دوستی و عشق به مام میهن دوست دارند در تمام حوادث حضور فعال و مثمر ثمر و پر کاری داشته باشند که در اکثر موارد این مهم محقق نمی گردد ،، متاسفانه موجب سرخوردگی هموطمجنان می شود . بنابرین با این توضیحات مردم سعی می کنند با دادن نظرات متنوع ، حضور خود را نشان دهند، که به جهت عدم تخصص ونداشتن مهارت های لازم و عدم دسترسی به منابع اطلاعتی معتبر موجب شیوع شایعه می شود.

در شرایط موجود هر چند که مهم ترین موضوع ،همانطور که گفتم کشف علت حادثه و دلیل رفتار غیر دوستانه دولت چین و تبیین نوع واکنش دولت ایران است ، اما می تواتیم با توجه به تمام موارد مذکور اولین قدم در حذف شایعه های بی پایه و احساس برداریم .



منبع این نوشته : منبع